مرتضى مطهرى
42
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و كذلك إن ترتب فى كثرة غيرمتناهية و لم يحصل الطرف كان جميعالطرف غيرالمتناهى مشتركاً فى خاصية الواسطة لأنك أى جملة أخذت كانت علةلوجود المعلول الاخير ، و كانت معلولة إذ كل واحد منها معلول ، و الجملة متعلقة الوجود بها ، و متعلق الوجود بالمعلول معلول ، إلا أن تلك الجملة شرط فى وجود المعلول الاخير ، و علة له ، و كلما زدت فىالحصر كان الحكم إلى غير النهاية باقياً ، فليس يجوز إذن أن تكون جملة علل موجودة و ليس فيها علة غير معلولة و علة اولى فإن جميع غيرالمتناهى يكون واسطة بلا طرف و هذا محال . و نيز اگر در كثرتِ غيرمتناهى باشد همهء اين واسطههاى غيرمتناهى در حكم يك واسطه است كه طرف ندارد . شيخ در اينجا مطلب را بيشتر توضيح داده و مىگويد براى اينكه هر يك از اين مجموع واسطهها - كه يكى يا پنج تا يا هزارتا يا غيرمتناهى باشند - حكم يك علت را براى معلول دارند ، و در عين حال همهء اينها معلول هم هستند ، زيرا هيچكدامشان فقط طرف نيستند ؛ و چون همهء اينها معلولند اقتضا دارند كه معلول براى يك شئ باشند كه آن شئ معلول نباشد ، زيرا اگر آن شئ هم معلول باشد جزء همان واسطه مىشود و باز با آنها حكم يك واسطه را پيدا مىكند . وقتى كه هر يك معلول باشند قطعاً مجموع هم معلول است . مجموع كه خود چيزى نيست و امرى اعتبارى است . علاوه بر اين مجموع امرى است كه وجودش بهوجود اجزائش تعلق دارد ، اگر اجزا معلول باشند مجموع هم معلول است . اگر ما سلسلهاى داشته باشيم كه هر واحد آن معلول است مجموع سلسله هم مسلماً معلول است ، جز اينكه همان مجموع علت معلول اخير است . حال هر چه هم عدد جمله را بالا ببريم - دوتا ، سهتا ، هزارتا ، هرچه كه بالا قرار بدهيم - باز اين حكم باقى است ، يعنى مجموع اينها وسطند و اقتضاى طرف مىكنند ، همه حكم يك واسطهء واحد را دارند و بدون طرف بودنِ آنها محال است . بيان مرحوم حاجى سبزوارى از برهان وسط و طرف در اينجا تقرير بيان شيخ تقريباً تمام است . اكنون عبارت مرحوم حاجى سبزوارى را ببينيم و بررسى كنيم كه چقدر با سخن شيخ تطبيق مىكند . مىگويد :